آوای خدا

نیمه شب از در و دیـوار ، صـدا میـشنـوم

وز لب شبنم و گل ، زمزمه ها میشنوم

در سکوتی که نجنبد نـفسی از نـفسی

خیــره مـیـمـانـم و آوای خـدا میـشنـوم

نغمه ای میشکفد در من و از معبد جان

همه دم بـانگ خوش حی عـلا میشنـوم

خاطرم باغ گل افشان شود از نکهت شب

هر نـفس از همه سو عـطر دعا میشنوم

جـان به رقـص آید و پـرواز کنم تا ملکـوت

وز سـراپــرده ی اسرار ، صـدا میشنـوم