|
فزت و رب الکعبه طنین عدالتى است که فرقش در سحرگاه نوزدهم رمضان با تیغ خشونت جاهلى شکافت و زخم جانش سجاده یکتاپرستى را رنگ خون بخشید. همان طنینى که تا عاشورا و پس از آن کشیده شد و با خطى از خون فارق حق و باطل گردید. فزت و رب الکعبه از حلقومى بیرون آمد که والایى و عظمت روح او را هیچ کس از دوست و دشمن انکار نمى کند و چشم بشریت در برابر بزرگوارى ها و ارجمند ى هایش خیره مانده است. رادمردى که با دشمنانش با مروت و جوانمردى رفتار مى کرد و در عین حال در برابر گردن کشى ها با قدرت و صلابتى پایان ناپذیر مى ایستاد. سترگ مردى که شرافت و انسانیت از او معنا مى یابند و به جز نبى مکرم هیچ کس در کفه ترازو با او برابر نمى ایستد. همان یگانه اى که همه بزرگان علم و دین و عرفان و ادب ریزه خوار سفره احسان اویند. بلند همتى که رایت عدل و داد را در بلنداى شکوه پروین کوبید و تلألؤیى که اخلاق و انصاف در جهان دارد مرهون سیره و شیوه اوست. بزرگوارى که در زندگى هرگز از یاد خدا غافل نشد و در برابر یتیمان و فقرا فروتن و در برابر ظالمان وناکثان خشمناک بود و سرانجام فرق سرش از شدت عدلش شکافته شد.
میسر نگردد به کس این سعادت زکعبه ولادت به مسجد شهادت
|