افسوس که عمر در بطالت بگذشت ٬ با بار گنه بدون طاعت بگذشت ٬ فردا که به صحنه ی مجازات روم ٬ گویند که هنگام ندامت بگذشت

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 23 آذر ماه سال 1386
درد ناک ترین عذاب

در روزگاران حضرت موسی (ع) فرد متمکنی بود که اهل معصیت و گناه بود .
مردم از فرط معاصی و . . . آن مرد شکایت به موسی (ع) بردند . حضرت موسی (ع) بر حسب وظیفه نبوتش نزد آن مرد رفت و او را نصیحت کرد که دست از کارهات بردار و . . . 
اما اون مرد اصلا توجهی به حرفای حضرت موسی (ع) نکرد . موسی (ع) شکایت نزد پروردگار برد . خدا در جواب به موسی گفت : موسی ! برو به اون بنده من بگو اگه دست از کارهاش بر نداره عذابش می کنم .
موسی نزد آن مرد رفت و فرموده خدا را به او گفت . اما باز آن فرد عاصی بی توجه از کنارحرفای موسی (ع)  گذشت.
روز ها می گذشت و او همچنان کارهای گذشته اش را انجام و روز به روز سر حال تر و بر ثروتش افزوده تر میشد . روزی موسی را در بین جماعت دید و با تمسخر به او گفت : موسی ! پس کو اون عذابی که پروردگارت وعده داده بود، من که روز به روز وضعم بهتر و بر ثروتم افزوده تر میشه . پس چرا عذابی بر من نازل نشد ؟
موسی (ع) با دلی شکسته مجددا نزد خدا رفت و گفت : خدایا تو وعده عذاب داده بودی . اما عذاب که بر این مرد عاصی نازل نشد هیچ ، روز به روز متمکن تر و . . . شد .
پروردگار در جواب فرمود : موسی برو به اون بنده من بگو چه عذابی درد ناک تر از این که نمی تونی اسم منو (خدا) ببری . همین عذاب برات بسه .

فکر نکنم عذابی درد ناک تر از این باشه که عاشقی نتونه با معشوقش حرف بزنه و با اون خلوت کنه .

به نظرتون عذابی درد ناک تر این عذاب هم هست ؟

هرگز نگویمت ز کرم دست من بگیر

عمریست گرفته ای تو، مبادا رها کنی


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 10404